محمد مفيد مستوفى بافقى
270
جامع مفيدى ( فارسى )
نمايش را عمده دانسته ابواب مشورت مىگشادند و باوجود اين اشغال ليلا و نهارا همت عالىنهمت بر اداء وظايف طاعات و عبادات افزوده گاه و بيگاه مضمون اين ابيات حقايق سمات با خود تكرار مىكرد ، نظم : اى دل ازين جهان دلآزار درگذر * وز تنگناى گنبد دوّار در گذر كار جهان نه لايق اهل بصيرتست * مردانهوار از سر اين كار درگذر چون ميتوان به گلشن روحانيان رسيد * سعيى نماى و زين ره پرخار درگذر و چون سن شريفش قريب به هشتاد سال رسيد نداى « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ » را به گوش هوش شنيده متوجه رياض قدس گرديد . عنايت ازلى آن سيد حسينىنسب در [ 216 الف ] خلف ارجمندى كرامت فرموده كه انوار نجابت از ناصيهء او تابان و شعاع سعادت بر صفحات حالش درخشان ، بيت : خجسته طالع و روشندل و مبارك پى * فرشته طلعت و نيكاختر و همايون فال موسوم به ميرزا محمد ابراهيم كه ديدهء بصيرتش از سرمهء توفيق روشنايى يافته و پرتو انوار الهى بر چهرهء حال خيرمآلش تافته اكثر اوقاف خجسته ساعات به اداء وظايف طاعات و عبادات صرف مىنمايد و همواره بر سجادهء پرهيزگارى نشسته شرايط اوراد بهجاى مىآورد ، شعر : سرمايهء سعادت دنيا عبادتست * پيرايهء كرامت عقبى عبادتست و چون اشراف كركراقى سركار خاصهء شريفه منصب ارثى آن سيد نيكو سيرت پاكيزه خصلت است در زمان حيات والد حسب الرقم خاقان خلدآشيان صاحبقرانى رجوع به آنجناب گرديد و در نهايت ديانت و پرهيزگارى و بغايت امانت